نغمه سبز
یادداشت ها و مطالب محسن صالحی
چند روز پیش در دانشکده ما انتخابات انجمن علمی برگزار شد که در آن شرکت کردم. رای دادن بنده موجی از بحثها و جدلها را در محافل دانشگاهی و زایشگاهی و همچنین شبکههای اجتماعی، مافیائی و تروریستی برانگیخت. دفتر بنده همان زمان طی اطلاعیهای اعلام کرد که:"مهندس صالحی در این باره در وقت مقتضی توضیحاتی خواهد داد." حال الوعده وفا. بخوانید دلایل بنده را در مورد شرکتم در انتخابات. به گزارش مغربنیوز اسامی متهمان فساد کوچولوی بانکی به شرح زیر اعلام شد: الف-ب، پ-ت، ث-ج، چ-ح، خ-د، ذ-ر، ز-ژ، س-ش، ص-ض، ط.ظ، ع-غ، ف-ق، ک-گ، ل-م، ن-و، ه-ی. من تعجب می کنم چرا این تلویزیون ما برای امریکائی جهان خوار اینقدر تبلیغ می کنه؟!! یه وقتی گزارش های دادگاه بیل کلینتون رو با آب و تاب پخش می کرد و آدمای عوام الناسی مثل من که از ماهیت کثیف امریکا بی خبرند، با خودشون فکر می کردن عجب قوه قضائیه مستقلی داره این امریکا که بالاترین مقام حکومتی رو می تونه به راحتی محاکمه کنه. پریشب اخبار 20 و سی گزارشی پخش کرد از سرو غذای ضد امریکائی (عذاهای کوبائی، ایرانی و ...) در یکی از رستوران های امریکا! آدم بی سوادی مثل من با خودش میگه: "چقدر کشور آزادیه این امریکا!" اگر سیستم مناسبی برقرار باشد دست نامرئی منافع فردی را به منافع جمعی ارتباط می دهد و چه بسا رذایل فردی فضائل جمعی شوند. کاراترین این سیستمها دموکراسی و بازار آزاد هستند. اگر چه در بازار آزاد فعالین اقتصادی در پی سود شخصی هستند، اما فعالیتهای سودطلبانه آنان موجب رونق اقتصاد (از جمله افزایش اشتغال و افزایش درآمدهای دولت)میگردد و نفع آن مستقیم و غیرمستقیم به همه میرسد. یا در یک نظام دموکراتیک فعالین سیاسی با اینکه به دنبال کسب قدرت هستند لیکن این قدرتطلبی میتوان انگیزهای باشد برای خدمت به مردم. زیرا قدرت در چنین نظامی بیشتر از طریق جلب رضایت مردم به دست میآید. اگر سیستم ناسالم و نامناسب باشد میشود آن چه که در شکل زیر میبینید. مدعی نیستم که در نظامهای دموکراتیک و بازارمحور چنین مشکلی اصلا اتفاق نمیافتد. بلکه میگویم بسیار کمتر است. خیلی پیش می آید که در جمع فامیل وقتی دو نفر بعد از مدت ها یکدیگر را می بینند، یکی از آن ها گله می کند که: "ای بابا، خبری از ما نمی گیری؟! سری به ما نمی زنی؟!" آن یکی در می آید که زمانه سخت شده..." آیا واقعا این ادعا درست است؟ قطعا خیر. در زمانه ای هستیم که ارتباطات خیلی راحت تر شده است. با یک اس ام اس تقریبا مفت می توان حال یک دوست را در فاصله هزار کیلومتری پرسید. با یک میل می توان سلامی کرد به آشنایی در آنسوی جهان. شرایط برای مسافرت هم که بسیار سهل تر شده. هنوز هم که با دنیای ماشینی فاصله بسیار داریم. البته برای بسیاری از ما سخت شده که مانند گذشته چندین ساعت را با اتلاف وقت بگذرانیم. در جامعهای که اطلاع رسانی آزاد وجود ندارد از کجا معلوم که با مجرمان و مفسدان به سزای عملشان میرسند؟ اگر هم چنین باشد از کجا معلوم که با سردمداران برخورد شود؟ بدون آزادی اجرای عدالت ممکن نیست. فقط در یک سیستم آزاد است که بیل کلینتون و مرداک با افشای روزنامهنگاران مجازات میشوند. *کارتون از مانا نیستانی بعضی از ما گاهی به نیت تعریف خود را تقبیح میکنیم! مثلا دوستمان میگوید"آنقدر سرم شلوغ است که وقت نمیکنم با تو تماس بگیرم." در این جا این فرد نه تنها از رفتار نامناسب خود شرمگین نمیشود بلکه با افتخار "شلوغ بودن سر خویش" را به رخ میکشد. شلوغ بودن سر برای بسیاری از ما متراف با مهم و بزرگ بودن است. در حالی که در بیشتر موارد ناشی از بینظمی ماست. قصور خود در انجام کار مهمی چون احوالپرسی از دوستان، با گفتن جمله "وقت ندارم" نادیده میگیریم. در حالی که در بیشتر موارد وقت نداشتن به علت عدم برنامه ریزی صحیح است. الغرض این که وقت نداشتن و شلوغ بودن سر افتخار نیست و حتی در بسیاری از موارد میتواند نشانگر یک خصوصیت بد باشد. در همین راستا برخی با افتخار به ما میگویند که آدم حواسپرتی هستند تا به طور غیرمستقیم خود را به عنوان آدمی پرمشغله و مهم معرفی کنند! گروهی دیگر نیز با ژولیده نشان دادن خود به این هدف نائل میشوند! طرفداران اقتصاد اسلامی حداقل دو نکته را بایستی مورد توجه قرار دهند: یکی از آشنایان چند ماه پیش هفتهای را در تایلند گذراند و به اقرار خودش در این مدت به اندازه کل عمرش لذت برد. یک هفته بعد از بازگشت از تایلند، از قضا تصادف می کند و خسارت می بیند. او این اتفاق را تاوان طبیعی آن لذایذ دنیوی تایلند میداند. جالب است که در این ماجرا تایلند که به این آشنای ما لذت اعطا کرده مقصر ماجرا اشده و جاده و اتومبیل غیراستاندارد ایران که مسبب تصادف رانندگی بوده، تبرئه شده است!
من در انتخابات انجمن علمی شرکت کردم که به وظیفه دینی، شرعی، عرفی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی، عرفانی، ایدئولوژیک، انفرماتیک، بیولوژیک، فیزیولوژیک و س-ولوژیک خویش عمل نمایم. علاوه بر این بنده در انتخابات شرکت کردم که:
- بدین وسیله مشت محکمی بر دهان امریکای جهانخوار بکوبم به طوری که دهانش پر از خون شده و احتیاج به سرویس پیدا کند.
- به یاوهگویان شرق، غرب، شمال، جنوب، جلو و عقب بفهمانم که هیچ غلطی نمیتوانند بکنند و هیچ [...] نمیتوانند بخورند.
- به ابرقدرتها (مثل دانشگاه هاروارد، شیکاگو، سوربن و ...) نشان دهم که ما دانشجویان دانشگاه تبریز نسبت به سرنوشت دانشگاه خود احساس مسئولیت میکنیم.
- به کشور امارات بفهمانم که اگر ما یک فوت کنیم در دریا غرق شده و طعمه نهنگها خواهد شد.
- این پیام را به آل صعود و آل خلیفه بدهم که نباید به مردم مظلوم بحرین ظلم کنند.
- به کشور فسقلی قطر حالی کنم که نباید در امور سوریه دخالت کند.
- به مردم انقلابی مصر این نکته را بفهمانم که نباید بگذارند انقلابشان منحرف شود.
- این پیام را برای دولت یونان مخابره کنم که نباید با اجرای سیاستهای ریاضت اقتصادی باعث آزار مردمش شود.
- به انگلیس بگویم: آن [...] را لولو برد.
- به استکبار جهانی بگویم: [...]
- به کانادا بگوبم: برود کنار، بگذارد باد بیاید...
من کاری به این ندارم که رشید نقدی (رئیس انجمن علمی) و محمد ابراهیمی (عضو دیگر انجمن) به طور سیستماتیک در نتایج انتخاب دستکاری میکنند. من دلایل خودم را دارم که فکر کنم قانعکننده باشد. اگر کسی قانع نشد بیاید اینجا دهانش را پر از خون کنم تا قانع شود.
برچسبها: طنز
گفتنی است نام چند بازیکن بزرگ و لژیونر از جمله خاورینژاد و هاشمیپور در این لیست دیده نمیشود!
برچسبها: طنز, آموزش الفبای فارسی
برچسبها: طنز


اول، نظام اقتصادی زمان پیامبر و امامان، سنتی و معیشتی بوده و تفاوت هائی
بنیادین با نظام اقتصاد کنونی و شرایط دنیای مدرن دارد. در آن نظام از
بورس، بانک، اوراق قرضه و بسیاری دیگر از نهادها و ابزارهای نظام مدرن خبری
نیست. در کل شباهت های ظاهری در نظامهای اقتصادی سنتی و مدرن نباید
موجب توهم گردند. به طور مثال خراج و مالیات گر چه ظاهرا یکی به نظر می
رسند لیکن تفاوت ماهوی اساسی با یکدیگر دارند. اولی با زور از رعایا اخد می
شود در حالی که دومی به وسیله شهروندان آزاد برای افزایش رفاه شان پرداخت
می گردد.
دوم، از ویژگی های اساسی علم آن است که مقید به زبان، ملیت، نژاد و دین
خاصی نیست. لیکن یک نظام علمی به نام اقتصاد اسلامی اگر هم به وجود بیاید
تنها برای مسلمان قابل فهم است. به طور مثال اقتصاددان اسلامی از سخنان
پیامبر اسلام در مورد یک موضوع اقتصادی فاکت می آورد، در حالی که یک مسیحی
اعتقاد به عیسی دارد نه محمد.
او تعریف می کند که روسپیان تایلند آنقدر مشتری ایرانی دارند که بسیاری شان علاوه بر انگلیسی فارسی را نیز بلدند و موقعی که با آن ها بر سر نرخ چانه می زنی تو را به اصفهانی بودن متهم میکنند!
قدیمی ها می گفتند: "خدا به هر کس داده روزی هم می دهد." تایلندی نفت نداده اما بدین وسیله اندکی از درآمدهای نفتی ما بهرهمند می شوند. میتوانست این همه درآمد ارزی به جیب تایلند و ترکیه و امارات نرود. مسلم است که این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند که حاضرند برای اعتقادشان اینقدر هزینه بدهند یا خیر؟
| Design By : Pars Skin |

